منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٥٤
٤. هرگاه سنت الهى بر اين جاى باشد كه فيض هاى مادى و معنوى وى به وسيله اسباب خاصى به ما برسد; مثلاً مشيت الهى بر اين تعلق گرفته است كه تربيت هاى مادى و معنوى خدا از طريق خورشيد و پيامبران به ما برسد، در اين صورت بايد شفاعت شافعان را در روز رستاخيز از اين مقوله دانست.
شفاعت، فيض الهى است كه از جانب خدا به ما مى رسد. و واسطه فيض همان شفيعان عالى مقام درگاه او است.
دليل روشن بر اين كه شفاعت، فيض الهى است، اين است كه خود خدا به شفيع اذن مى دهد كه در اين باره شفاعت كند.[١]
او شفيع برمى انگيزد كه در اين مورد حامل فيض و مغفرت الهى گردد.
اصولاً شفاعت هاى اخروى بر عكس شفاعت هاى دنيوى است. در آخرت خدا شفيع را برمى انگيزد تا درباره گنه كار شفاعت كند، در صورتى كه در اين جهان، گنه كار سراغ شفيع مى رود و او را تحريك مى كند كه درباره او شفاعت نمايد.
از اين جهت شفاعت هاى دنيوى شبيه يك نوع «پارتى بازى» است كه با روح عدالت اسلامى سازگار نيست; در حالى كه شفاعت هاى اخروى فيض الهى است كه از مبدأ اعلى به سوى مذنبان و گنه كاران سرازير مى گردد.
٥ ـ خطاب در آيه (وَ ما اَصابَكَ مِنْ حَسَنَة) به ظاهر به پيامبر است، ولى مقصود عموم مكلّفان است. و نظير آن در قرآن فراوان ميباشد مانند (لَئِنْ اَشْرَكْتَ لَيَحْبِطَنَّ عَمَلَكَ)[٢]
[١] (مَنْ ذَا الَّذِى يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّ بِإِذْنِهِ) (بقره، آيه ٢٥٥).
[٢] زمر / ٦٥.