منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٩
«قائلان به تفويض خواستند كه خداوند را به عدل و دادگرى توصيف كنند، ولى سرانجام از شعاع قدرت او كاستند».
امام در همان آغاز شكل گيرى مكتب اعتزال، از انگيزه گزينش چنين عقيده اى پرده برداشته و فساد و بى پايگى آن را، كه همان محدود كردن قدرت و سلطه الهى است، روشن ساخته است.
اگر پيروان اين مكتب از علوم خاندان رسالت بهره مى گرفتند و در همان زمان كه مكتب كلامى اعتزال پايه گذارى مى شد به پيشوايان معصوم مراجعه مى كردند، آنان با حفظ اصل «توحيد افعالى» نحوه صدور فعل از انسان و فاعليت او را روشن مى كردند و ثابت مى كردند كه هر فعل و كارى از انسان در حالى كه فعل خدا است، فعل انسان نيز هست، در حالى كه مخلوق خدا است مخلوق خود انسان نيز مى باشد، منتها فاعليت خدا، فاعليت تسبيبى است، در حالى كه فاعليت انسان، فاعليت مباشرى است.
امام هشتم (عليه السلام) در نامه اى به يكى از ياران خود چنين مى نويسد:
«قال اللّه يابن آدم بمشيتى كنت أنت الذى تشاء لنفسك ما تشاء و بقوتى أديت إلى فرائضى و بنعمتى قويت على معصيتى جعلتك سميعاً بصيراً قوياً».[١]
«اى فرزند آدم! با مشيت و خواست من، براى خود خواستى آن چه را كه خواستى و با قدرت من واجبات مرا انجام دادى و با نعمت من بر گناه توان پيدا كردى، تو را شنوا و بينا و نيرومند قرار دادم».
در اين حديث در حالى كه انسان را مريد و انجام دهنده فرايض و مرتكب گناه معرفى مى كند، ولى مى گويد او با اراده خدا و با قدرت و نعمت
[١] همان، ج٥، ص ٥٧.