منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٦
١. (صحيح بخارى در تفسير آيه فطرت اللّه) حديث زير را از پيامبر نقل مى كند.
«ما من مولود إلاّ يولد على الفطرة ثمّ أبواه يهودانه أو ينصرانه أو يمجسانه... ثمّ يقول: (...فِطْرةَ اللّهِ الَّتى فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها...);[١]
هر نوزادى متولد نمى گردد، مگر بر فطرت (توحيد و اسلام). سپس والدين او وى را يهودى و مسيحى و مجوسى مى كنند (و از جاده توحيد بيرون مى برند). سپس پيامبر آيه «فطرت» را تلاوت مى كند».
در احاديثى كه از خاندان رسالت در تفسير آيه «فطرت» وارد شده است، حدود پانزده حديث، «فطرت» را به توحيد تفسير كرده است و مى رساند كه اعتقاد به خدا و صفت يكتايى او امر فطرى است.[٢] و در برخى از احاديث، فطرت در آيه «به اسلام» و «معرفت خدا»، كه در حقيقت به تفسير قبل بازگشت مى كند، تفسير شده است.[٣]
٢. هشام بن سالم از حضرت صادق (عليه السلام) از معناى «فطرت اللّه» پرسيد امام فرمود: «فطرهم على التوحيد; انسان ها را بر خصيصه توحيد آفريد».
٣. زراره از معناى همان آيه سؤال كرد امام باقر فرمود: «فطرهم على المعرفة; خدا خلقت انسان را با معرفت عجين كرده است».
٤. محمد بن حليم از امام صادق (عليه السلام) پرسيد: خداشناسى در درون انسان ساخته و پرداخته كيست؟ امام فرمود:
«من صنع اللّه ليس للعباد فيها صنع; اين كار بسته به خلقت خدا است بندگان در اين مورد دخالتى ندارند».
[١] التاج الجامع للأُصول، ج٤، ص ٨١; تفسير البرهان، ج٢، ص ١٦٢، حديث ٥.
[٢] ر.ك: تفسير برهان، ج٣، ص ٦٢٠و ٢٦٣; توحيد صدوق، ص ٢٨و٢٣١ و اصول كافى، ج١، ص ٨٥، ٩٣، ١٦٣و ١٦٥.
[٣] ر.ك: تفسير برهان، ج٣، ص ٦٢٠و ٢٦٣; توحيد صدوق، ص ٢٨و٢٣١ و اصول كافى، ج١، ص ٨٥، ٩٣، ١٦٣و ١٦٥.