منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٥
مخالف آزادى انسان ها نيست، بلكه به وضع روشنى آزاد بودن را تحكيم و تثبيت مى كند.
زيرا همان طور كه روشن است، اراده خداوند نافذ و قاطع و تخلف ناپذير است و هر چيزى را به هر شكلى بخواهد به طور قطع به همان نحو انجام مى گيرد. از آن جا كه خداوند خواسته است هر فعلى از علت ويژه خود صادر گردد، و از آن جا كه انسان نسبت به افعال خود، فاعل مختار و آزاد است، ناچار خدا خواسته است كه او عمل خود را از روى اختيار انجام دهد. در اين موقع است كه خواسته خدا تحقق مى پذيرد; ولى اگر فرض كنيم او كار خود را از روى اجبار و بدون اختيار انجام دهد، در اين هنگام كار انسان بر طبق خواسته خدا نبوده و خواسته او جامه هستى نپذيرفته است. در صورتى كه گفته شد اراده خدا تخلف ناپذير است.
درست است كه تمام پديده هاى جهان مورد تعلق اراده خدا است، و اراده تكوينى خدا بر اين تعلق گرفته است كه انسان مبدأ اعمالى گردد، ولى بايد ديد اراده خدا به چه صورت تعلق گرفته است. آيا اراده خداوند بر اين تعلق گرفته كه انسان ها كار خود را به هر صورت كه شد انجام دهند، خواه از روى اختيار باشد و خواه از روى جبر واضطرار، با اين كه اراده ازلى او براين تعلق گرفته است كه هر معلولى از علت خاص ويژه خود به نحو متناسب با آن صادر گردد؟
خداوند درباره انسان، كه فاعل و مريد و مختار است، اراده كرده است كه او فعل خود را اعم از خوب و بد از روى اراده و اختيار و با كمال حريت و آزادى انجام دهد، يك چنين اراده ازلى نه تنها موجب جبر و سلب كننده اختيار نيست، بلكه مؤكد اختيار و آزادى است، زيرا اراده خداوند نافذ است و تخلف پذير نيست و هر چيزى را به هر نحو و شكل بخواهد به همان نحو، انجام