منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٤
مى باشند و انكار آنان از اعتقادشان به اصل «عدل» سرچشمه مى گيرد. معتزله مى گويند: پاره اى از كارها بالذات عدل و پاره ديگر از كارها بالذات ظلم است; مثلاً پاداش دادن به مطيع و كيفر دادن به گنه كار عدل است، هم چنان كه كيفر دادن به مطيع و پاداش دادن به گنه كار ظلم مى باشد. و خدا عادل است و ظالم نيست. از اين جهت معتزله راه نخست را در پيش مى گيرد نه دوم را.
مجبور ساختن بنده به گناه و يا ناتوان آفريدن او و خلق گناه به دست او و آن گاه كيفر دادن او، ظلم است و هرگز خدا چنين عملى را مرتكب نمى شود، زيرا ظلم قبيح است. او هرگز گرد قبيح، كه بر خلاف شئون خدايى اوست، نمى گردد.
روى اين اصل معتزله منكر توحيد افعالى مى باشند، زيرا تصور مى كنند كه لازمه توحيد افعالى اين است كه انسان، خالق افعال خود نباشد، بلكه خدا خالق افعال او باشد در اين صورت چگونه بشر كارى را كه انجام نداده مورد بازخواست، ويا پاداش قرار مى گيرد.
از آن جا كه اشاعره مشكل آنان را در اين مورد حل نكرده اند و خود، توحيد افعالى را به گونه اى تفسير كرده اند كه مستلزم جبر گرديده، از اين جهت گروه معتزله بر انكار خود باقى مانده اند، ولى اگر توحيد افعالى به گونه اى توضيح داده شود كه در اخبار خاندان رسالت و مكتب فلسفى صدر المتألهين وارد شده است، هرگز سر از جبرى گرى در نياورده و با اختيار و آزادگى انسان منافاتى نخواهد داشت و هم اكنون اين حقيقت روشن مى گردد.
از نظر بينش علمى و فلسفى،نظام آفرينش بر اساس يك رشته اسباب و مسببات استوار است و هر پديده اى در جهان مولود علتى است كه آن را به دنبال خود مى آورد.