منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤
است اصل اعتقاد به وجود او نيز به طريق اولى، فطرى و ذاتى انسان است.
يادآورى چند نكته
بررسى پيشين، ما را به فطرى بودن اصول و پايه هاى دين رهبرى نمود. اكنون لازم است در اين مورد نكاتى را ياد آور شويم:
١. تفاوت توحيد فطرى با توحيد استدلالى
درباره خداشناسى از دو راه مى توان سخن گفت:
١. فطرت
٢. استدلال
منظور از راه فطرت، اين است كه انسان بدون دليل و بدون آن كه تحت تأثير تعليم يا تبليغ كسى قرار بگيرد، خود به خود به سوى خدا كشيده شود.
مقصود از راه دوم اين است كه انسان از راه دليل و از طريق براهين عقلى و فلسفى راهى به سوى خدا پيدا بكند و راهنماى او به سوى وجود خدا، همين براهين باشد و بس. گاهى ميان اين دو نوع توحيد اشتباه رخ مى دهد و به هم مخلوط مى گردند.[١]
٢. تميز اعمال فطرى با اعمال عادى
انسان در طول زندگى، مصدر دو نوع كار مى باشد:
الف. كارهاى فطرى و نهادى
ب. كارهاى عادى و معمولى
كارهاى فطرى همان است كه از ذات ما سرچشمه مى گيرد; مانند تنفس
[١] اشتباه توحيد فطرى به توحيد استدلالى در كتاب ها زياد به چشم مى خورد. فخر رازى نيز دچار اين اشتباه شده است، ر.ك: مفاتيح الغيب، ج٥، ص١٣٧ و ٢٣٠.