منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١٩
نه تنها عقيده اين گروه در هاله اى از ابهام فرو رفته است، بلكه عقايد برهمن ها وبودايى ها وهندى ها در مسئله وحدت خالق و يا تعدد آن نيز، چندان روشن نيست[١] و چون تحقيق در عقايد آنان از قلمرو بحث ما بيرون است، از اين جهت بحث خود را دنبال مى كنيم.
با مراجعه به آيات گذشته روشن مى گردد كه بت پرستان شبه جزيره، در مسئله «توحيد در خالقيت» دچار اشكال و لغزش نبودند، هر چند توحيد در خالقيت را به گونه اى كه قرآن تشريح مى كند[٢] درك نكرده بودند، ولى اجمالاً معتقد بودند كه جهان يك خالق بيش ندارد و او خالق آسمان و زمين است، ولى در مسئله تدبير در خلقت، به پيروى از برخى مكتب هاى فلسفى، بعضى از آنان مشرك بودند، آنان معتقد بودند كه خداوند پس از آفرينش جهان، تدبير برخى از امور خلقت را به يكى از مخلوق هاى برتر خود سپرده و خود كنار رفته است. اين مخلوق هاى برتر در نظر آنان عبارت بودند از فرشتگان، جنيان، ارواح مقدسه، ستارگان و... كه هر كدام در نظر آنان مدبرِ گوشه اى از اين جهان بودند.
براى اين كه ادعاى خود را با دليل و برهان همراه سازيم، نظر خوانندگان را به دلايل وجود چنين شرك در عصر نزول قرآن جلب مى كنيم و با توجه به اين دلايل اذعان خواهيد كرد كه وجود شرك در تدبير، در عصر رسالت و پيش از آن جاى ترديد نيست. و اين كه گاهى تصور مى شود كه عرب جاهلى و يا اقوام پيشين، بت ها را فقط شفيعان درگاه الهى مى دانستند وبس، كلى و عمومى نيست، بلكه اين مطلب، عقيده گروه زيادى از آنان بوده است[٣].
[١] مؤلف كتاب«العقائد الوثنية في الديانة النصرانية» در اين قسمت تحقيق شايان توجهى انجام داده است.
[٢] در آخر بحث خواهيم گفت: از نظر قرآن شرك در تدبير، به شرك در خلقت بازگشت مى كند هر چند مردم آن زمان از آن غافل بودند و ميان اين، دو نوع شرك، فرق قائل بودند.
[٣] ص / ٣.