منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٨٨
خواستن امورى كه تنها در قدرت خداست از غير خدا، مايه شرك مى باشد، بر خلاف تفصيل گذشته كه ميزان در آن، موت وحيات طرف بود. از اين جهت شايسته بود كه ابن تيميه پس ازجمله «إلى قبر نبي أو صالح»، لفظ «أو ولي حيّ» مى افزود تا روشن گردد كه ميزان، موت و حيات طرف سؤال نيست، بلكه ميزان قدرت و عجز او است. هم چنان كه «صنعانى»كه يكى از نويسندگان وهابى است اين كار را كرده است و گفته است «من الأموات أو من الأحياء». اينك متن عبارت او:
«الاستغاثة بالمخلوقين الاحياء فيما يقدرون عليه ممّا لا ينكرها أحد... و إنّما الكلام في استغاثة القبوريين و غيرهم بأوليائهم وطلبهم منهم أُموراً لا يقدر عليها إلاّ اللّه تعالى من عافية المريض و غيرها...وقد قالت أُم سليم يا رسول اللّه: خادمك أنس ادع اللّه له و قد كانت الصحابة يطلبون الدعاء منه و هو حيّ و هذا أمر متّفق على جوازه و الكلام في طلب القبوريين من الأموات أو من الأحياء أن يشفعوا مرضاهم و يردوا غائبهم...ونحو ذلك من المطالب التي لا يقدر عليها إلاّ اللّه;[١]
كمك خواهى از زندگان جاى انكار نيست، سخن در كمك خواهى از اوليا پس از مردن است، آن هم درخواست امورى كه جز خدا كسى بر آن قادر نيست; مانند شفا دادن مريض.
«اُمّ سليم» از پيامبر درخواست كرد كه درباره «انس» دعا كند. و ياران پيامبر از او درخواست دعا مى كردند و اين مطلب مورد بحث نيست، سخن در درخواست حاجت از مردگان و يا زندگان است كه بيماران آنان را شفا بخشند و گمشده آنان را باز گردانند و يا
[١] كشف الارتياب، ص ٢٧٢.