منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٩٩
«علم» مى دهد و آن ها را به تسبيح خود آگاه معرفى مى كند و به اصطلاح مى فرمايد: (كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَتَسْبيحَهُ) ; «هر كدام به دعا و تسبيح خود آشنا است».
تسبيح پرندگان در آيات ديگرى نيز وارد شده است; مانند: آيه ١٠ سوره سبأ و ١٩ سوره ص.
٤. در برخى از آيات تصريح شده كه كوه ها در اوقات خاصى خدا را تسبيح مى گويند. آن جا كه مى فرمايد:
(إِنّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِىِّ وَالإِشْراقِ).[١]
«ما كوه ها را براى داوود رام كرده و آن ها شبان گاه و صبح گاه، خدا را تسبيح مى گويند».
تسبيح كوه ها در آيات ديگرى نيز وارد شده است; مانند: آيه ٧٩ سوره انبياء و ٩ سوره سبأ.
٥. براى بار پنجم، تسبيح رعد را متذكر مى گردد و مى فرمايد: (يُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ).
اكنون بايد ديد منظور از تسبيح چيست؟
تسبيح در لغت، به معناى تنزيه از نقايص است. بنابراين در حقيقت تسبيح تنزيه از نقص و عيب نهفته است و هر تفسيرى كه براى «تسبيح» گفته شود ولى حاكى از تقديس خداوند و تنزيه او از عيب و نقص نباشد، نمى توان آن را تفسير صحيح براى تسبيح دانست.
آراى مفسران در تسبيح موجودات
برخى از مفسران كه نتوانستند به حقيقت تسبيح تمام موجودات پى برند،
[١] ص (٣٨) آيه ١٨.