منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٨١
بحرانى (سيد هاشم) در تفسير آيه، ٣٧ روايت نقل كرده است.[١] نور الثقلين كه مانند تفسير برهان بر اساس تفسير قرآن به حديث نوشته شده است، در ذيل آيه، ٢٧ حديث نقل كرده است.[٢] امّا بايد توجه نمود كه مضمون اين روايات با هم مختلف است و همگى ناظر به نظريه نخست نيست، بلكه به جهاتى نمى توان با آن ها استدلال كرد، زيرا:
اوّلاً: برخى از اين روايات، صريح در قول دوم يا قابل انطباق بر نظريه دوم مى باشند; مانند رواياتى كه در شماره هاى ٦، ٧، ٢٠، ٢٢و ٣٥ [٣] آمده اند.
ثانياً: برخى از آن ها صريح در اين است كه اين اعتراف از ارواح گرفته شده است; مانند روايت شماره ٢٠.
آن چه بر نظر نخست دلالت دارد، احاديث شماره هاى ٣، ٤، ٨، ١١، ١٤، ١٧، ١٨، ٢٧و ٢٩ مى باشد و تعداد آن ها به حسب ظاهر نه تاست. امّا اگر دقت كنيم خواهيم ديد تعداد واقعى آن ها از پنج تجاوز نمى كند، زيرا پنج حديث از اين نه روايت مربوط به «زراره» است; يعنى آخرين راوى حديث از امام، زراره مى باشد و به طور مسلم يك راوى، يك مطلب را پنج بار از امام سؤال نمى كند واگر روايت زراره به صورت پنج حديث نقل شده است به خاطر اين است كه افراد متعددى اين حديث را از زراره نقل نموده اند. از اين جهت، حديث رنگ كثرت و تعدد به خود گرفته و عبارات مختلفى پيدا كرده است و اين كار سبب نمى شود كه يك روايت پنج روايت شمرده شود.
بنابر اين، چون احاديث شماره هاى ٣، ٤، ١١، ٢٧و ٢٩ به يك نفر
[١] البرهان، ج٢، ص ٤٦ـ ٥١.
[٢] نور الثقلين، ج٢، ص ٩٣ـ ١٠١.
[٣] شماره هاى احاديث مطابق با شماره هاى تفسير برهان است.