منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٩
نهايت چيزى كه مى توان گفت اين است كه اين نظر، بُعدى از ابعاد معناى آيه است، نه بعد منحصر. گذشته از اين، الفاظ آيه از قبيل (وَأَشْهَدَهُم عَلى أنْفُسِهِم) و نظاير آن، كه به معناى گواهى گيرى است، با اين تفسير ناسازگار است.
نظريه چهارم
شريف مرتضى درباره آيه بحث جالبى كرده است و پس از نقد نظريه نخست، به نحوى كه گذشت، نظريه جديدى را مطرح مى كند كه خلاصه آن اين است: اخذ اعتراف مربوط به همه فرزندان حضرت آدم نيست، بلكه از آن افرادى است كه پدران كافر و مشرك داشته اند.[١] به گواه اين كه در آيه ١٧٣ مى گويد:
(أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أَشْرَكَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ...).
در اين صورت بايد گفت: آيه مربوط به گروهى است كه در اين جهان بالغ و كامل شده اند و آن چه را كه پيامبران خدا براى آنان آورده بودند، آگاه شدند و به آن اقرار نمودند و به گونه اى بر خويشتن گواهى دادند.
آن گاه اضافه مى كند كسانى كه معناى نخستين را برگزيده اند، تصور كرده اند كه لفظ ذريه فقط به موجود غير كامل و غير عاقل اطلاق مى شود، در صورتى كه در قرآن اين لفظ بر افراد كامل نيز اطلاق شده است. چنان كه مى فرمايد:
(رَبَّنا وَأَدْخِلْهُمْ جَنّاتِ عَدْن الَّتى وَعَدْتَهُمْ وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَأَزْواجِهِمْ وَذُرِّيّاتِهِمْ...)[٢].
[١] غرر الفوائد (معروف به امالى)،ج١، ص ٢٨ـ٣٠.
[٢] غافر (٤٠) آيه ٨.