منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٥١
تمامى اين ها به اجماع امت سيد المرسلين شرك نخواهد بود; امّا استغاثه در امور معنوى و امورى كه غير از خدا كسى به آن قادر نيست; مثل شفاى مرض، وفاى دين از غير جهت معين، يا طلب روزى... و امثال آن، اين نحو از استغاثه مختص به ذات ربوبى است و به غير او شرك است و جايز نيست استغاثه به نبى و يا ولىّ به اين كه بگويى: مرا شفا ده يا بگويى: استغيث بك يا فلان.[١]
از بحث گسترده اى كه درباره اين دو نوع دعوت انجام داديم و گفتيم يكى (عبادت و پرستش) است و ديگرى درخواست حاجت است،و هيچ گاه اين دو نوع دعوت، به هم آميخته نمى شوند، اشكالات سخنان او آشكار مى گردد، زيرا:
اوّلاً: چگونه ايشان از آيه هاى دوم و سوم استفاده مى كند كه دعاى مسئلت(درخواست چيزى از كسى) دعاى عبادت; يعنى پرستش طرف است؟ اگر واقعاً لفظ ( ادعوا) در آيه دوم و لفظ (فَلا تَدْعُوا) در آيه سوم به معناى دعوت و خواندن است، چگونه مى رساند كه دعاى مسئلت مستلزم دعاى عبادت است؟! يعنى درخواست حاجت از طرف،ملازم با پرستش طرف است.
اين دو آيه بر فرض دلالت (هرگز دلالت ندارند) بيش از اين نمى رسانند كه هرگز نبايد ديگرى را دعوت كرد و امّا آيا دعوت او مستلزم پرستش او است، هرگز ظاهر آيه بر آن دلالت ندارد. نهى از چيزى گواه بر آن نيست كه مورد نهى، مصداق پرستش است.
[١] توحيد عبادت، ص ٦٤ و٦٦، نويسنده اين مطالب را از كتاب فتح المجيد، ص ١٦٦ تأليف شيخ عبد الرحمان، نوه محمد بن عبدالوهاب ترجمه و اقتباس كرده است و چيزى بر آن نيفزوده است; اين است معنى حريت و آزادى فكر!