منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٤٩
اين آيات و نظاير آن كه در قرآن مجيد، فراوان ديده مى شوند، همگى مربوط به دعوت هاى پرستشى است در برابر اصنام، اوثان، كواكب، ستارگان، فرشتگان و پريانى كه آن ها را خداى كوچك و معبود به حق، و شفيع تام الاختيار مى دانستند. و شكى نيست كه هر نوع دعا و درخواست از اين موجودات با چنين اعتقاد، عبادت و پرستش خواهد بود. اين آيات چه ارتباطى به درخواست دعا ويا شفاعت محدود به اذن خدا از موجودى دارد كه درخواست كننده هيچ مقام الهى و ربوبى و تدبيرى و سرسپردگى براى او قائل نيست؟ آيا مى توان با وجود فرسنگ ها فاصله ميان اين دو دعوت، همراه با دو نوع عقيده و انگيزه، اين دو را به هم قياس كرد و هر دو را شرك ناميد؟
گواه روشن تر بر اختلاف جوهرى اين دو نوع دعوت اين است كه وهابى اين گونه درخواست را در حال مرگ پيامبران و صالحان شرك مى پندارند و در موقع حيات آنان جايز و مشروع وبا اصول و سنن توحيد موافق مى شمردند.
در گذشته به روشنى ثابت كرديم كه موت وحيات شخص، تأثيرى در ماهيت عمل ندارد.
استفاده از نيم خورده وهابى ها
شريعت سنگلجى كه پيوسته از نيم خورده وهابى ها استفاده مى كند و كتاب «توحيد عبادت» او كپيه كتاب هاى «منهاج السنة» ابن تيميه و «فتح المجيد»شيخ عبد الرحمان نجدى، نوه محمد ابن عبد الوهاب است، براى اين كه از قافله نجديان عقب نماند، استغاثه به غير خدا را شرك مى داند و در اين زمينه مى نويسد:
دعا دو قسم است: دعاى عبادت و پرستش و دعاى مسئلت و