منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٢٥
كه به اين عوامل قدرت و نيرو بخشيده است كه مى توانند دانه ها را پرورش دهند و به حد كمال برسانند.
٢. از انسان و يا عامل طبيعى كمك بطلبيم و او را در وجود و هستى و يا لا اقل در ايجاد و كمك كردن، مستقل انديشيده و بى نياز از خدا بدانيم و معتقد گرديم كه او بدون استمداد از قدرت خداوند و بدون اتكا به او و بدون اذن و اجازه وى، مى تواند ما را يارى كند و سرنوشت ما در دست اوست و كار ما به او سپرده شده است. يك چنين استعانت، شرك بوده و با آياتى كه استعانت را به ذات اقدس خدا منحصر مى سازند، مخالف است.
مؤلف «المنار» در بيان اين حقيقت دچار اشتباه شده وتصور كرده است كه مرز توحيد اين است كه در تحصيل مقاصد خود در درجه نخست از قوه و قدرت خود و از مساعدت يكديگر استفاده كنيم و باقى مانده كار را به خداوند قادر واگذار نماييم و از او بخواهيم كه كار ما را به ثمر برساند.[١] زيرا درست است كه ما بايد از قوه و قدرت خود و به اصطلاح از عوامل طبيعى و مادى حداكثر بهره بردارى را بكنيم، ولى بايد در كيفيت بهره بردارى متوجه باشيم كه اين عوامل از خود استقلال و اصالتى
[١] شيخ محمد عبده در تفسير (إِيّاكَ نَسْتَعين) اين چنين مى گويد: يجب علينا أن نقوم بما في استطاعتنا من ذلك و نبذل من اتقان أعمالنا كلّ ما نستطيع من حول وقوّة و أن نتعاون و يساعد بعضنا بعضاً على ذلك و نفوض الأمر فيما وراء كسبنا إلى القادر على كلّ شيء ونلجأ إليه وحده و نطلب المعونة للعمل و الموصل لثمرته منه سبحانه دون سواه(المنار، ج١، ص ٥٨).