منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٢٤
قدرت و نيرو داشته باشد، باز به خدا نيازمند بوده و بدون قدرت او نمى تواند كارى انجام دهد.
از اين بيان روشن مى گردد كه در صفحه وجود، يك معين و كمك كننده حقيقى بيش نداريم و اعانت و كمككننده به حكم اين كه فقير بالذات است بدون اتكا به وى ، نمى تواند كارى صورت دهد همچنانكه هيچ موجودى نمى تواند مانع از نفوذ اراده خداى قاهر گردد.
آيه زير و آيات مشابه آن بيان گر اين حقيقت مى باشد:
(قُلْ مَنْ ذَا الَّذِى يَعْصِمكُمْ مِنَ اللّهِ إِنْ أَرادَ بِكُمْ سُوءاً أَوْ أَرادَ بِكُمْ رَحْمَةً وَلا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ وَلِيّاً وَلا نَصِيراً).[١]
«بگو: اگر خدا درباره شما اراده عذاب كند، كيست كه شما را از عذاب او حفظ كند و يا اگر اراده رحمت نمايد (كيست كه مانع گردد) در اين موقع براى خود جز خدا ولى و ناصرى نمى يابند».
استعانت از غير خدا
استعانت از غير خدا به دو صورت ممكن است:
١. از عاملى خواه طبيعى و خواه غير طبيعى، از اين نظر كمك مى خواهيم كه ذات و فعل او متعلق به خدا بوده و او اين اثر را به آن داده است كه در مواردى مشكلات بندگان را مرتفع سازد. و در حقيقت يك چنين كمك خواهى از غير خدا منفك و جدا از استعانت از خدا نيست، زيرا او است كه آن قدرت را به آن بخشيده است و هر لحظه اى بخواهد آن را باز مى ستاند.
اگر كشاورز موحد و خداشناس، از آفتاب و آب و شخم زمين و كودشيميائى كمك مى گيرد، در حقيقت از خدا استمداد مى كند، زيرا اوست
[١] احزاب(٣٣) آيه ١٧.