منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٢٢
چوب، عمل احمقانه و دور از منطق و علم به شمار مى رود.
هرگز اين آيه دلالت ندارد كه شفاعت خواهى ازبت ها پرستش آن هاست تا چه رسد كه شفاعت خواهى از اولياى حى و عزيزان درگاه وى، نشانه پرستش آن ها باشد.
٢. گذشته از اين، ميان شفاعت خواهى ما و شفاعت خواهى بت پرستان فرق روشنى وجود دارد; آنان بت ها را مالكان مقام شفاعت مى دانستند، به اين معنا كه هر طورى و درباره هركس بخواهند مى توانند شفاعت كنند. و با اعتقاد به چنين مالكيت كه يك نوع اعتقاد به الوهيت است، درخواست شفاعت، شرك محسوب خواهد شد. و لذا قرآن در مقام انتقاد از اين عقيده مى فرمايد:
(قُلْ للّهِ الشَّفاعَةُ جَمِيعاً...).[١]
« بگو: براى خدا است حقّ شفاعت».
در صورتى كه مسلمانان درباره اولياى خود به چنين مقام و مالكيتى معتقد نيستند و پيوسته شب و روز آيه ياد شده زير را زمزمه مى كنند:
(...مَنْ ذَا الَّذِى يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّ بِإِذْنِهِ...).[٢]
«كيست كه نزد خدا شفاعت كند جز به اذن او».
با اين تفاوت بارز، مقايسه اين دو با هم بسيار دور از انصاف است.
اكنون كه مسئله شفاعت خواهى روشن گرديد، لازم است مقدارى درباره كمك خواهى از اوليا نيز بحث بنماييم هر چند همه اين فصول و بحث ها يك نوع تجزيه و تحليل دارند. وعلت جدا كردن بحث ها براى توضيح بيش تر است.
[١] زمر(٣٩) آيه ٤٤.
[٢] بقره(٢)آيه ٢٥٥.