منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٢١
جايز و مشروع نيست.
از اين استدلال مى توان دو جواب گفت:
١. اين آيه هرگز كوچك ترين دلالتى بر مقصود آنان ندارد و اگر قرآن افراد ياد شده را مشرك مى داند، نه از اين نظر است كه از بت ها طلب شفاعت مى كردند، بلكه علت مشرك بودن آنان اين است كه آن ها را مى پرستيدند تا سرانجام آنان را شفاعت كنند.
توضيح اين كه گروه بت پرست دو كار را انجام مى دادند:
الف. بت ها را متنفذان درگاه الهى مى دانستند و تصور مى كردند كه از طريق عبادت و پرستش آن ها مى توانند رضايت آنان را جلب كنند.خداوند اين حقيقت را در همان آيه با جمله هاى زير بيان كرده است.
(وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ ما لا يَضُرُّهُمْ وَلا يَنْفَعُهُمْ) از اين جهت آنان مشرك بودند.
ب. چشم اميد به آن ها دوخته و طلب شفاعت مى كردند. خداوند اين حقيقت را با جمله زير بيان فرموده است:
(وَيَقُولُونَ هؤلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللّهِ).
با دقت در معناى آيه و اين كه آنان درباره بت ها دو كار انجام مى دادند روشن مى گردد كه علت مشرك بودن آن ها، همان پرستش بت ها بوده است نه شفاعت خواهى از آنان. اگر شفاعت خواهى از بت ها در حقيقت، پرستش آن ها بود، ديگر دليل ندارد كه علاوه بر جمله (ويَعْبُدُونَ...)جمله اى مانند: (وَيَقُولُونَ...) را بياورد.
از اين كه در آيه دو جمله به يكديگر عطف شده، حاكى از اين است كه موضوع پرستش بت ها، غير از مسئله شفاعت آنان بوده است; پرستش بت ها نشانه شرك و دوگانه پرستى است، در حالى كه شفاعت خواهى از سنگ و