منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٠٦
بحث مى كنيم.
گاهى تصور مى شود كه درخواست شفا از اوليا و كارهاى مشابه آن، درخواست كار خدايى از غير خدا است ـ و در گذشته يادآور شديم كه درخواست كار خدايى از غير وى، مايه شرك و دوبينى است، زيرا در اين صورت مسئول را مبدأ كارهاى الهى دانسته ايم ـ، د رحالى كه قرآن مى فرمايد:
(وَإِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِين).[١]
«هر موقع بيمار شدم او مرا شفا مى دهد».
مع الوصف چگونه مى گوييم:اى پيامبر خدا! بيمارم را شفا بده. و هم چنين است تمام درخواست هايى كه جنبه خارق العاده دارد.
پاسخ
اين گروه كارهاى الهى را از كارهاى بشرى باز نشناخته اند و تصور كرده اند كه هر كارى كه از مجراى طبيعى بيرون باشد، نام آن را بايد كار الهى گذارد و هر كارى جنبه طبيعى وعلت مادى دارد، آن را بايد كارى بشرى دانست.
اين گروه نخواسته اند و يا نتوانسته اند ميزان كار الهى را از غير الهى باز شناسند. و هرگز ميزان در كارهاى بشرى و الهى، عادى و غير عادى بودن نيست و گرنه بايد كارهاى مرتاضان را كار الهى ناميد و همه آن ها را «آلهه» دانست; بلكه ميزان در كارهاى خدايى همان است كه در گذشته بيان كرديم و آن اين كه:
عاملى كه در كار خود متكى به نفس بوده و از غير خود استمداد نگيرد، كار چنين فردى كار الهى است، ولى عاملى كه كار خود را در پرتو قدرت
[١] شعراء(٢٦) آيه ٨٠.