منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٠٣
درخواست آب و باران كردند تا از مضيقه خشك سالى نجات پيدا كنند.
چنان كه مى فرمايد:
(...وَأَوحَيْنا إِلى مُوسى إِذ اسْتَسقاهُ قَومهُ أَنِ اضْرِب بِعَصاكَ الْحَجَر...).[١]
«وقتى قوم موسى از او طلب آب كردند، به او وحى كرديم كه عصاى خود را به زمين بزن...».
ممكن است[٢] گفته شود كه درخواست خارق العاده از زنده اشكالى ندارد، ولى سخن در درخواست يك چنين كار از مرده است. بديهى است كه پاسخ آن روشن است، زيرا مرگ و حيات نمى تواند در عملى كه مطابق با اصل توحيد است، تفاوتى ايجاد كند به طورى كهيكى را شرك و ديگرى را عين توحيد قلمداد كند.
سليمان تخت بلقيس را مى خواهد
حضرت سليمان در احضار تخت بلقيس از حاضران در مجلس خود كار خارق العاده را خواست و گفت:
(...أَيُّكُمْ يَأْتينى بِعَرْشِها قَبْلَ أَنْ يَأْتُونى مُسْلِمِينَ *قالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الجِنّ أَنا آتيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ...).[٣]
«سليمان گفت: كدام يك از شما تخت او را پيش از آن كه به حالت تسليم بر من وارد گردند، نزد من مى آوريد؟ فردى از گروه جن گفت: من آن را براى تو مى آورم پيش از آن كه از جاى خود
[١] اعراف(٧) آيه ١٦٠.
[٢] ر.ك: سوره بقره، آيه ٦٠.
[٣] نمل(٢٧) آيه ٣٨ـ٣٩.