منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٨٢
آيا كسى احتمال مى دهد كه جمله هاى: (آمنوا به)، (نَصَرُوهُ)، (واتَّبعُوا النّور)، مخصوص زمان پيامبر باشد؟به طور مسلم نه. اگر يك چنين احتمال درباره اين سه جمله داده نمى شود، قطعاً جمله (عَزَّرُوهُ) كه به معناى يارى كردن پيامبر با تعظيم و تكريم است، [١] به زمان پيامبر اختصاص نخواهد داشت، زيرا اين رهبر عالى قدر پيوسته بايد مورد احترام و تعظيم گردد.
آيا ترتيب مجالس يادبود و سخنرانى و قرائت اشعار سازنده در روزهاى بعثت و ولادت مصداق روشن(و عَزَّرُُوهُ) نيست؟
عجبا! گروه وهابى در برابر رؤسا و زمامداران خود تعظيم وكرنش مى كنند و يك بشر عادى را احترام مى كنند، در حالى كه انجام يك صدم آن را درباره پيامبر و منبر و محراب او شرك و ضد اسلام مى خوانند. و شريعتى را كه سهل و آسان و مطابق با فطرت و عواطف انسانى است و در جذب و پذيرش افراد، بلند نظر است، آيين خشك كه عواطف انسانى را در تعظيم و تكريم بزرگان ناديده گرفته و توانايى جذب و پذيرش اقوام و ملل جهان را ندارد، مى شناسانند.
گروه وهابى كه با تأسيس هر نوع مجلس سوگوارى براى شهيدان راه خدا مخالفند، درباره سرگذشت حضرت يعقوب چه مى گويند؟ اگر اين پيامبر بزرگوار، امروز در ميان نجدى ها و پيروان محمد بن عبد الوهاب زندگى مى كرد، درباره او چگونه داورى مى كردند؟
او شب و روز در فراق يوسف مى گريست و در هر حال از همه كس جستجوى فرزند دلبند خود را مى كرد. در فراق و جدايى او آن قدر سوخت كه بينايى خود را از دست داد.[٢]
[١] ر.ك: مفردات راغب، ماده عزر.
[٢](...وَابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْن...)(يوسف، آيه ٨٤).