منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٧٧
لم يكونوا يعتقدون انّها تخلق الخلائق أو تنزل المطر و إنّما كانوا يعبدونهم أو يعبدون قبورهم! و يعبدون صورهم يقولون: ما نعبدهم إلاّ ليقربونا زلفى أو هؤلاء شفعاءنا[١];
آنان كه با خدا، خدايان ديگرى را مانند مسيح و فرشتگان و بت ها مى خواندند، هرگز نمى گفتند كه آنان موجودى را خلق مى كنند، يا باران مى فرستند، بلكه آنان و يا قبور و صور آنان را مى پرستيدند تا چنين پرستش، آنان را به درگاه خدا نزديك سازد، يا درباره آنان شفاعت نمايند».
مقايسه «درخواست حاجت» از اولياى الهى به عمل بت پرستان، زهى دور از واقع بينى هاست، زيرا آنان درباره مسيح و بت ها به يك نوع الوهيت معتقد بودند و بت ها را مالكان مقام شفاعت دانسته، بلكه به نقل ابن هشام آنان را مدبران گيتى و لا اقل فرستندگان باران مى دانستند.[٢] و به خاطر چنين اعتقاد خضوع و خشوع در برابر آن ها و درخواست حاجت از آنان، رنگ عبادت و قيافه پرستش داشت.
هم اكنون مسيحيان جهان درباره مسيح، به الوهيت غليظ تر معتقد بوده، او را خداى متحد مى خوانند.
بنابراين هرگاه درخواست حاجت با عقيده به الوهيت قرين گردد، حتماً شرك و ضلال خواهد بود، ولى اگر درخواست كمك اعم از زنده و مرده پيراسته از چنين قيد گردد، به طور مسلّم مايه شرك نبوده و درخواست عبادت شمرده نخواهد شد. در اين مورد فقط بايد در مفيد بودن و غير مفيد بودن آن انديشيد، نه در شرك و پرستش آن ها.
[١] همان.
[٢] سيره ابن هشام، ج١، ص ٧٧.