منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٧٤
هم چنين قرآن از فرزندان حضرت يعقوب نقل مى كند كه آنان به پدر خود گفتند كه درباره آنان طلب آمرزش نمايد، پدر وعده داد كه به همين زودى درحق آنان طلب آمرزش خواهد كرد.[١]
اين دو استغاثه و شفاعت خواهى از نظر آقايان وهابى با اصول توحيد سازگار است; امّا اگر همان فرزندان يعقوب، پس از درگذشت پدر خود از روح مقدس پدر بخواهند كه در حق آنان دعا كند و طلب آمرزش بنمايد، كار آنان در مكتب وهابى گرى شرك شمرده خواهد شد. و اگر توبه نكنند، قتل آنان واجب خواهد بود.
اگر مجرمى در حال حيات پيامبر اسلام چنين تقاضايى از او كند، اشكالى ندارد، ولى اگر پس از درگذشت پيامبر چنين درخواستى از او بنمايد، مشرك مى گردد.
شگفتا! حيات و موت پيامبر چگونه ماهيت عمل را دگرگون مى سازد، در صورتى كه اگر چنين عملى شرك باشد، بايد در هر دو حالت، شرك محسوب گردد.
هرگاه آنان بگويند كه اين عمل بى فايده است و يا بدعت و كار نوظهور است كه در اسلام وارد نشده، پاسخ آن روشن است، زيرا اوّلاً: اين عمل در صورتى بدعت مى گردد كه انجام دهنده، آن را به شرع نسبت دهد وبگويد: خدا دستور داده است كه از ارواح مقدس استمداد كنيم، ولى اگر آن را به شرع انور نسبت ندهد، ولى كار را انجام دهد، هرگز بدعت نخواهد بود.
ثانياً: بحث ما فعلاً درباره شناسايى مرزهاى شرك و توحيد است و مسئله بدعت بودن فعلاً براى ما مطرح نيست. كسانى كه توسل به ارواح مقدسه را جايز مى دانند، يك رشته دلايل قطعى بر جواز آن دارند كه مسئله را از
[١] يوسف(١٢) آيه ٩٧ـ ٩٨.