منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٧٣
بدانيم. فقط در يك صورت مى تواند استغاثه پيرو موسى با اصول توحيد مطابق باشد كه براى توان بخشى او اصالت و استقلال قائل نشود و قدرت نمايى او را در طول قدرت خدا و بازيافته از او بداند. عين همين حقيقت در استمداد از ارواح مقدسه كه به حكم قرآن وعلوم روز، زنده و آگاهند، حكم فرماست.
اگر پيرو موسى با همان عقيده و انديشه اى كه در حال حيات موسى از او استغاثه كرد، در حال ممات او[١] نيز از او مدد بخواهد، شرك نخواهد بود و حضرت موسى را شريك و انباز خدا در ذات و صفات و افعال و پرستش قرار نخواهد داد و يا با اين درخواست او را عبادت نخواهد كرد.و اگر با اعتقاد به اصالت و استقلال روح و روان او در تصرف، كمك و طلب يارى كند و معتقد گردد كه او منهاى قدرت خدا كارى انجام مى دهد، مسلماً در جرگه مشركان قرار مى گيرد.
حيات و ممات شخصى كه از او كمك خواهى مى شود اگر مؤثر باشد، بايد در مفيد بودن يا مفيد نبودن آن، مؤثر باشد نه در شرك و توحيد. و ما فعلاً درباره سودمند بودن استغاثه از ارواح مقدسه بحث و گفتگو نمى كنيم، بلكه بحث ما فقط از دريچه شرك و توحيد است.
شگفتا! درخواست حاجت، كمك خواهى و شفاعت طلبى از يك فرد حى و زنده عين توحيد قلمداد مى شود، در حالى كه همان عمل با همان خصوصيات از يك شخص مرده، رنگ شرك به خود گرفته و قتل مرتكب آن واجب مى گردد.
خداوند به مجرمان دستور مى دهد كه به پيش گاه پيامبر بروند و از او بخواهند كه وى درباره آنان از خداوند طلب آمرزش كند.[٢]
[١] مقصود از ممات، همان جدايى روح از بدن است، هرچند روح براى خود بقا وجاودانى دارد.
[٢] نساء(٤)آيه ٦٤.