منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٧٢
محمد بن عبد الوهاب در اين باره چنين مى گويد:
«وهذا جائز فى الدنيا والآخرة أن تأتى رجلاً صالحاً تقول له ادع اللّه لى كما كان أصحاب رسول اللّه(ع) يسألونه فى حياته وأمّا بعد مماته فحاشى وكلا، انّهم سألوا ذلك بل أنكر السلف على من قصد دعاء اللّه عند قبره فكيف بدعاء نفسه;[١]
در دنيا و زندگى اخروى مانع ندارد انسان نزد مرد صالح بيايد و بگويد: در حق من دعا كن. هم چنان كه ياران رسول خدا در حال حيات آن حضرت از او سؤال مى كردند; ولى پس از مرگ او هرگز از او درخواست دعا نمى كردند، علماى گذشته اين نوع عمل را انكار كرده اند و عمل كسانى كه نزد قبر او خدا را مى خوانند صحيح نمى دانند تا چه رسد كه از خود پيامبر چيزى بخواهند».
نظر ما
يك چنين قضاوت و داورى با هيچ اصلى از اصول فكرى و عقيدتى اسلام تطبيق نمى كند، و ملاك و ميزان توحيد و شرك را در اختيار ما قرار نداده اند كه هر طورى بخواهيم شرك و توحيد را تفسير نماييم. حيات و ممات شخصى كه از او استغاثه مى شود، ميزان شرك و توحيد نيست كه يكى مطابق توحيد و ديگرى مخالف آن باشد، زيرا استغاثه و مدد خواهى از فرد زنده، در صورت اعتقاد به استقلال او در قدرت و مدد، و اصالت او در صيانت استغاثه گر، كفر و شرك است. و آن چه عقلايى و عادى است اين است كه از فرد زنده كمك بگيريم نه اين كه او را اصيل و مستقل در كار و تأثير خود
[١] كشف الارتياب، ص ٢١٧ به نقل از كشف الشبهات، ص ٧.