منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٦٠
خدايى كه مشك آفريند ز خون *** ز سنگ آتش لعل آرد برون
زمرد دهد توده خاك را *** عطارد دهد طارم افلاك را
ز ابر افكند نظره اى سوى يم *** ز صلب آورد نطفه اى در شكم
از آن قطره، لولوى لالا كند *** و زين قامت سرو بالا كند
دهد نطفه را صورتى چون پرى *** كه كرده است در آب صورت گرى
در جهان بينى اسلامى و در مكتب فلسفى خداشناسان، علت نخستين خدا است و ديگر علل و فواعل در عرض او نبوده و وجود و تأثير و سببيت آن ها همگى از جانب خدا است، و هر پديده اى را با علل مادى تفسير و توجيه كنيم، سرانجام بايد همه را به او باز گردانيم و از آن او بدانيم. تفاوت جهان بينى يك فرد خداپرست با يك فرد ماترياليست همين جاست كه دومى به علل مادى اصالت مى دهد و همه را در تأثير مستقل مى پندارد، در صورتى كه يك فرد خداپرست با اعتقاد به نظام علت و معلول، همه را مستند و منتهى به او مى داند و چنين .
نقش هستى، نقشى از ايوان ماست *** آب و باد و خاك سرگردان ماست
ما به دريا حكم توفان مى دهيم *** ما به سيل و موج فرمان مى دهيم
آب ها از خود نه طغيان مى كنند *** آن چه مى گوييم ما، آن مى كنند
گواهى از قرآن
مسئله استقلال و عدم استقلال علل طبيعى و مادى مرز اساس توحيد و شرك است و با حفظ اين مرز، موحد از مشرك به خوبى بازشناخته مى شود. قرآن نيز به اين حقيقت در آيات متعددى اشاره كرده است.
گروهى در مواقع مشكلات و بن بست ها و بيچارگى ها خصوصاً موقعى