منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٦
هر سال دست خوش دگرگونى مى شود و هر ملتى براى خود شيوه نوى انتخاب مى كند.
با توجه به مثال هايى كه براى هر دو نوع بيان شد، مى توان امر فطرى را با عوامل زير، از امور عادى و معمولى تميز داد:
١. مسائل فطرى، چون ريشه نهادى دارد كلى و عمومى است و هيچ انسانى فاقد آن نخواهد بود.
٢. امور فطرى به رهبرى فطرت انجام مى گيرد و اصل آن نيازى به تعليم و تعلم ندارد. هر چند براى جلوگيرى از انحراف، آموزش هاى سالم مؤثر است.
٣. هر فكر و عملى كه ريشه فطرى دارد تحت تأثير عوامل سياسى، اقتصادى، و جغرافيايى قرار نمى گيرد و شعاع كار آن از اين عوامل دور است.
٤. تبليغات پيگير بر ضد فطرت، ممكن است از رشد آن بكاهد، ولى هرگز آن را ريشه كن نمى سازد و تأثير تبليغات، بر خلاف آن به كندى صورت مى گيرد. ولى امور عادى در اين قسمت ها درست در مقابل امور فطرى قرار دارد.
اكنون بايد ديد كه حس مذهبى و خداجويى چگونه داراى اين شرايط مى باشد:
١. جهانى بودن حس خداجويى
بررسى كلى كه در آغاز بخش انجام گرفت، پرده از روى جهانى بودن اين حس برداشت و اكنون اضافه مى كنيم كه در حفارى هاى باستان شناسان، پيوسته معابد و بت و بتكده كشف مى گردد; بت هايى كه حاكى از اعتقاد به صورت زيباى معبودهايى است.