منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٥٣
و صلة الأحارم و...;هر چيزى كه خدا آن را دوست بدارد و از آن خشنود مى گردد، از اقوال و اعمال باطنى و ظاهرى، آن عبادت است; مانند نماز و زكات و روزه و حج و راست گويى و اداى امانت و نيكى به والدين و صله رحم و...».
اين نويسنده ميان تعبّد و تقرب فرق نگذاشته است و تصور كرده است كه هر چيزى كه مايه نزديكى به خدا است، موجب پرستش او است در صورتى كه چنين نيست، بلكه امورى كه مورد رضايت و خشنودى او است و داراى اجر و پاداش است، گاهى مايه تقرب است بدون آن كه عبادت او به شمار رود; مانند نيكى به پدر و مادر يا دادن زكات و خمس و... همه اين امور مايه تقرب است، در حالى كه تعبد و پرستش او نيست و به اصطلاح اطاعت خدا است، ولى هر اطاعت پرستش نيست.
لزوم تشريح نقاط ده گانه
از خصايص «توحيد در عبادت» اين است كه تمام مسلمانان جهان در آن اتفاق كلمه دارند، و هرگز مانند «توحيد در صفات» نيست كه معتزله آن را پذيرفته و اشاعره منكر آن باشند ويا مثل «توحيد در افعال» نيست كه اشاعره طرف دار آن بوده و معتزله منكر آن مى باشند، بلكه تمام مسلمانان جهان در ثبوت آن، اتفاق نظر دارند واصل كبراى مسئله (پرستش غيرخدا حرام است) در نزد همگان مسلّم است.
تنها مسئله اى كه در اين جا مطرح است، تشخيص مصاديق و موارد عبادت است. با توجه به تشريح معناى عبادت و ميزان كلى آن، حكم موارد روشن است، امّا براى روشن گرى بيش تر لازم است حكم مواردى كه گروهى مانند «وهابيان» آن را مصداق عبادت و پرستش انگاشته اند در حالى كه در نزد