منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٥١
كه متعلق به بندگان گرامى است، فقط تعظيم وتكريم خواهد بود.
در پايان بحث ناچاريم توجه خوانندگان را به برخى از تعريف هاى عبادت و نارسايى آن ها معطوف سازيم:
١. مؤلف «المنار» عبادت را به شكل زير تعريف مى كند:
«العبادة ضرب من الخضوع بالغ حدّالنهاية ناشئ عن استشعار القلب عظمة المعبود لا يعرف منشأها و اعتقاد بسلطة لا يدرك كنهها وماهيتها;[١] عبادت، خضوع شديد و فوق العاده اى است كه از احساس عظمت معبود سرچشمه مى گيرد; عظمتى كه منشأ آن معلوم نيست، ولى معتقد است كه او داراى سلطه اى است كه كنه و حقيقت آن روشن نيست».
تعريف عبادت به گونه ياد شده خالى از نارسايى نيست، زيرا بسيارى از اقسام عبادت، مصداق خضوع شديد و فوق العاده نيست، مع الوصف عبادت به شمار مى روند; مانند وضو و غسل و اقامه كه يك نوع عبادت محسوب مى شوند، ولى هرگز از نظر خضوع به پايه ركوع وسجود نمى رسند، در اين صورت چگونه مى توانيم بگوييم: عبادت، خضوع شديد و فوق العاده است؟ بلكه چه بسا خضوع عاشق در برابر معشوق و سرباز و درجه دار در برابر بزرگ تر شديدتر از خضوع بسيارى از بندگان خدا در مقام نيايش و عبادت پروردگار است، مع الوصف به خضوع عاشق عبادت گفته نمى شود، در حالى كه به خضوع دوم; يعنى خضوع انسان در برابر كسى كه فرد عبادت گر او را اله مى داند پرستش گفته مى شود.
آرى، همين نويسنده در لابه لاى سخنان خود جمله اى دارد كه مى تواند معرّف صحيح براى عبادت باشد و از نظر محتوا با آن چه ما گفتيم مطابق است: «للعبادة صور كثيرة في كلّ دين من الأديان شرعت لتذكير الإنسان
[١] المنار، ج١، ص ٥٧.