منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٣٢
مى كنند، در اصطلاح مردم پرستش گر نژاد، نفس و شيطان ناميده مى شوند، ولى وجداناً مى دانيم كه عمل آنان عبادت نيست و مطيع شيطان بودن غير از پرستش گر بودن او است.
اگر قرآن مجيد پيروى از شيطان و اطاعت او را پرستش ناميده است، در حقيقت اطاعت بى چون و چراى گروه هاى عصيان گر را به عبادت تشبيه كرده است و هدف بيان انزجار و نفرت مى باشد. چنان كه مى فرمايد:
(أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِى آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطان انَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبين* وَأَنِ اعْبُدُونى هذا صِراطٌ مُسْتَقيم).[١]
«اى بنى آدم! آيا من با شما عهد نكردم كه شيطان را پرستش نكنيد، زيرا او دشمن آشكار شما است و مرا بپرستيد اين است صراط مستقيم».
و مانند آن است اين دو آيه زير:
(يا أَبَتِ لا تَعْبُد الشَّيْطان إِنَّ الشَّيطانَ كانَ للرَّحْمن عَصِيّاً).[٢]
«پدر! شيطان را مپرست، شيطان عاصى خداى رحمان است».
شكى نيست كه آزر، بت را مى پرستيد، نه شيطان را، ولى چون پرستش بت، مورد علاقه شيطان بود و بدون چون و چرا به سخن او گوش مى داد، تو گويى كه او را مى پرستيد.
(...أَنُؤْمِنُ لِبَشَرَينِ مِثْلنا وَقومَهما لَنا عابِدُونَ).[٣]
«چگونه به دو انسان همانند خود ايمان بياوريم، در حالى كه قوم آنان ما را بندگى مى كنند».
[١] يس(٣٦) آيه ٦٠ـ٦١.
[٢] مريم (١٩) آيه ٤٤.
[٣] مؤمنون(٢٣) آيه ٤٧.