منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٢
إِلَى البَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ)[١].
«وقتى بر كشتى سوار شوند، خدا را با اعتقاد خالص و پيراسته از شرك مى خوانند، وقتى آنان را به خشكى رسانيد، ناگهان به خدا شرك مىورزند».
(وَإِذا غَشِيَهُمْ مَوجٌ كَالظُّلَلِ دَعَوُا اللّهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمّا نَجّاهُمْ إِلَى البَرِّ فَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَما يَجْحَدُ بِآياتِنا إِلاّكُلُّ خَتّار كَفُور).[٢]
«هنگامى كه امواج كوه پيكر دريا كشتى آنان را بپوشاند، خدا را مخلصانه مى خوانند، وقتى آنان را به خشكى نجات داد، گروهى از آنان معتدل و ميانه رو مى باشد. آيه هاى ما را جز گروه حيله گر و كفران پيشه، كسى انكار نمى كند».
اين آيات مى رساند كه اعتقاد به خدا در نهاد انسان به صورت فطرى وجود دارد. چيزى كه هست، سرگرمى هاى ناسالم و لذت هاى زود گذر و هموار بودن مسير زندگى، او را از نداى درون غافل مى سازد; ولى در وقت شدايد، هنگامى كه انسان آهنگ يك نواخت زندگى را از دست داد، به حكم فطرت، به ياد خدا و مشگل گشايى جز او نمى انديشد.[٣]
پاسخ يك اعتراض
برخى از دانشمندان معتقدند كه: اين آيات ناظر به اين است كه يگانگى خدا، امرى فطرى است نه اصل وجود او. و در اين باره اين چنين مى گويند:
اگر اين آيات از امر فطرى سخن مى گويد در مورد وجود خداى متعال نيست، بلكه در مورد يگانگى او و بى پايگى شرك است. اين آيه از مشركان كه هم به خداى آفريدگار معتقدند و هم در كنار آن به خداى دست دوم عقيده دارند، مى خواهد كه كمى به خود آيند تا اين حقيقت روشن گردد كه از اين خدايان دست دوم كارى ساخته نيست.
از اين اعتراض مى توان به دو وجه پاسخ داد:
[١] عنكبوت(٢٩) آيه ٦٥.
[٢] لقمان(٣١) آيه ٣٢.
[٣] آيات ديگرى نيز در اين زمينه هست كه به خاطر فشرده گويى از نقل آن ها خوددارى مى شود و فقط به موارد آن ها اشاره مى كنيم:سوره هاى «روم» آيه ٣٣، «يونس» آيه ١٢، «نحل» آيه ٥٣و ٥٤و «اسراء» آيه ٦٧.