منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤١٨
و راهبان خود را ارباب خود اتخاذ كرده بودند». و معناى رب در اين مورد همان اختياردارى در تحليل و تحريم است، در صورتى كه خداوند چنين اختيارى را به آنان نداده است.
پاسخ يك پرسش
اگر جز خداوند احدى حق تشريع ندارد، چگونه در روايات وارد شده است كه:
١. خداوند نمازهاى يوميه را ده ركعت آن هم به صورت دو ركعتى واجب كرده بود، پيامبر دو ركعت بر نمازهاى ظهر و عصر و عشا و يك ركعت بر نماز مغرب افزود.
٢. خداوند روزه رمضان را واجب كرده بود، پيامبر روزه شعبان و سه روز از هر ماه را به عنوان مستحب بر آن افزود.
٣. خداوند شراب را تحريم كرده بود و پيامبر هر چيز مست كننده را تحريم كرد.
٤. خداوند در فرايض براى جدّ چيزى معيّن نكرده بود، ولى پيامبر براى او يك ششم معيّن كرد.[١]
پاسخ
با دقت در متون اين روايات به روشنى استفاده مى شود كه كار پيامبر درخواستى بيش نبوده و خدا درخواست پيامبر را تنفيذ و امضا كرد نه اين كه پيامبر به طور استقلال دست به تشريع زد. و لذا در هر يك از اين موارد، اين جمله به چشم مى خورد: «فأجاز اللّه عزّوجلّ له ذلك».
اگر به پيامبر گرامى، اختيار تشريع و قوه تقنين واگذار شده بود و خدا
[١] كافى، ج١، ص ٢٩٦ـ ٢٩٧.