منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٧
بخوانى».
اين كه مى گوييم پيامبر مبيّن قرآن است، مانع از آن نيست كه بسيارى از آيات قرآن با قطع نظر از بيان پيامبر براى توده مردم پس از آشنايى به زبان عربى، روشن و آشكار و قابل فهم باشد، زيرا مفهوم بودن قسمتى از آيات قرآن و يا يك بعد از ابعاد معانى آيات، مانع از آن نيست كه بخشى از آيات به تفسير پيامبر نيازمند باشد و اگر آيه مورد بحث، پيامبر را مبيّن قرآن معرفى مى كند، مقصود بيان كننده آيات مجمل و يا بيان گر ابعاد ديگر از معانى آيات قرآن است.
در اين صورت آن چه از پيامبر درباره شرايع و احكام وارد شده است به حكم اين آيه، حجت بوده و پيروى از آن لازم مى باشد، زيرا تقريباً همگى مربوط به تبيين و تشريح آياتى است كه اصول و كليات آن ها در قرآن وارد شده است; مانند آيات مربوط به عبادات و معاملات و سياسات.
به حكم حديث «ثقلين»[١] و حديث «سفينه نوح»، [٢] گفتار پيشوايان معصوم شيعه مأخوذ از پيامبر گرامى است و با توجه به اين امور موقعيت قرآن و گفتار پيامبر و جانشينان به حق او كاملاً روشن مى گردد.
گذشته بر اين، حجيت گفتار پيامبر به اين آيه منحصر نيست، بلكه آيات ديگرى نيز بر حجيت گفتار و رفتار او شهادت مى دهند.[٣]
[١] انّي تارك فيكم الثقلين كتاب اللّه وعترتي. اين حديث از احاديث متواتر است.
[٢] مثل أهل بيتي كسفينة نوح من ركبها نجى و من تخلف عنها غرق. از احاديث مورد اتفاق است.
[٣] مانند:(وَما يَنْطِقُ عَنِ الهَوى*إِنْ هُوَ إِلاّوَحْىٌ يُوحى) سوره نجم آيه هاى ٣ـ٤.
(وَما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا) سوره حشر آيه ٧ و آيات ديگر كه در بخش صيانت پيامبر از گناه وخطا، بيان شده است.