منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠٣
در آن حكم خدا است.
٣. (إِنّا أَنْزَلْنَا التَّوراة فِيها هُدًى وَنُور يَحْكُمُ بِهَا النَّبِيُّون) ; ما تورات را نازل كرديم، در آن راهنمايى و نور است و به آن پيامبران حكم مى كنند.
٤. (وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرونَ) ; هركس به آن چه كه خدا نازل كرده حكم نكند، كافر است.
٥.(وَكَتَبْنا عَلَيْهِمْ فِيها انّ النَّفْسَ بِالنَّفْس); در تورات نوشتيم، انسان را در برابر انسانى بكشيد.
٦.(وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَل اللّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظّالِمُونَ) ; هركس مطابق آن چه كه خدا فرستاده است حكم نكند، از ستم گران است.
٧.(وَلْيَحْكُمْ أَهل الانْجِيلِ بِما أَنْزَلَ اللّهُ فيهِ) ; اهل انجيل با آن چه كه خداوند در آن فرو فرستاده است، داورى كنند.
٨. (وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَل اللّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ) ; هركس با آن چه كه خدا نازل كرده است حكم نكند، او از اطاعت خدا بيرون رفته است.
با دقت در اين فرازها روشن مى گردد كه نه تنها در آيين اسلام، بلكه در آيين هاى پيش، خدا باب هرگونه تقنين و تشريع را به روى مردم بسته است.
اين در، فقط به روى خدا باز است و تشريع كه فعل خاص او است به كسى محول نشده است. و قرآن گروهى را كه نظام ديگرى را جايگزين «نظام توحيدى» سازند، كافر و ظالم و فاسق خوانده است; كافرند، هرگاه با ردّ و انكار به مخالفت برخيزند; ظالمند، زيرا تقنين را كه از حقوق مسلم خدا است به غير او سپرده اند; فاسقند، چون از اطاعت خدا بيرون رفته اند.