منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٠
احوال و شرايط به آن توجه داشته باشد چه بسا عواملى سبب مى گردد كه چنين دريافتى در نهان گاه خلقت، پنهان بماند و در ذهن خود آگاه خودنمايى نكند. آن گاه كه برخى از عوامل، حجابِ روى فطرت را كنار زدند، انسان نداى درون را به خوبى مى شنود و در موقع برخورد با حوادث ترسناك،خود به خود به آن موجود سبب ساز متوجه مى گردد كه مشكلات را آسان سازد.
براى انسان در موقع بروز حوادث خطرناك; مانند هجوم امواج دريا به كشتى، بروز نقص فنى در هواپيما، بريدن ترمز ماشين و هجوم سيل به شهر و روستا يك حالت عرفانى و توجه خاصى به خدا پديد مى آيد كه او را بيش از پيش به كارگردان جهان متوجه مى سازد.
در اين حالت با قلبى آكنده از ايمان، بلكه با تمام ذرات وجود خود، از خدا مى خواهد كه او را ازاين مهلكه نجات بخشد.
در اين جا ترس، يادآور آن نداى درونى و اعتقاد فطرى انسان است نه پديد آرنده اعتقاد به خدا.
از توجه انسان به خدا در اين لحظات از عمر نبايد نتيجه گرفت كه اعتقاد به خدا، معلول ترس بشر از عوامل خشمگين طبيعت است، بلكه بايد آن را وسيله توجه به چنين دريافت درونى دانست.
علاقه به زيبايى و ثروت اندوزى و دانش طلبى در حالى كه با آفرينش ما عجين شده است، در همه شرايط شكوفان نمى شود و در ذهن خود آگاه خودنمايى نمى كند و تا شرايط فراهم نگردد، آثار چنين غريزه اى در كانون وجود ما نمايان نمى گردد.
قرآن يادآور مى شود كه گروهى مشرك در مواقع سختى، موقعى كه كشتى آنان دست خوش حوادث ناگوار مى گردد، به ياد خدا افتاده و از صميم دل، خدا را مى خوانند و ديگر اسباب حتى بت هاى مقرب را فراموش مى نمايند، و