منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩٢
توحيد در تقنين و تشريع
گسترش زندگى اجتماعى بشر در روى زمين و برچيده شدن تدريجى زندگى فردى در جنگل ها و بيابان ها، حاكى از ا ن است كه بشر طبعاً خواهان زندگى اجتماعى است تا بر اثر همكارى بر دشوارى ها فايق آيد.
از طرف ديگر، انسان موجود «خودخواه» است و «حب ذات» براى او يك امر غريزى مى باشد و مى خواهد همه چيز را در انحصار خويش درآورد و اگر هم روزى به مقررات سنگين اجتماعى تن در مى دهد، به خاطر ضرورت و ناچارى است و اگر اين ضرورت نبود، غالباً از انحصار طلبى دست بر نمى داشت، به گواه اين كه هر موقع فرصتى به دست آورد، از تضييع حقوق ديگران خوددارى نمى كند.
از اين جهت همه دانشمندان بر اين مطلب اتفاق نظر دارند كه براى تشكيل يك اجتماع صحيح انسانى، طرح اساسى ضرورى است تا در پرتو آن، حقوق افراد و وظايف انسان ها در زندگى اجتماعى روشن گردد. اين طرح همان قوانين اجتماعى است كه زيربناى يك اجتماع انسانى است.
اكنون بايد ديد كه اين طرح عالى به دست چه كسى بايد ريخته شود.
به طور اجمال بايد گفت: قانون گذار مى خواهد جامعه بشرى را با تنظيم برنامه هاى فردى و اجتماعى خود به سمت كمال رهبرى كند و در پرتو تعيين وظايف افراد و تأمين حقوق آنان، سعادت جسمى و روانى آن ها را فراهم سازد.