منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤٠
جمله(لَهُ الخَلْق) اشاره به توحيد در خالقيت و جمله (وَالأَمْر)اشاره به توحيد در تدبير، كه يك نوع فرمان روايى بر پهنه هستى است دارد.
اكنون سؤال مى شود كه چگونه يك پارچگى و عمومى بودن قوانين، گواه بر وحدت مدبر و فرمان رواى جهان است؟
پاسخ آن روشن است: اگر بر جهان دو رأى و دو فكر حكومت مى كرد، قطعاً از نظام وتدبير يگانه خبرى نبود و نتيجه آن نفوذ فساد در دستگاه خلقت و نظام هستى بود.
وحدت نظام در صورتى حكم فرما مى گردد كه مجموع گيتى زير نظر يك فرمان روا قرار گيرد. و اگر جهان در قلمرو دو مدبر قرار گيرد، از اين نظام استوار خبرى نخواهد بود، زيرا اين دو مدبر از اين كه در تمام جهات و يا برخى از جهات با هم يكسان نيستند قهراً از نظر تدبير نيز فرق خواهند داشت و لازم دو تدبير نابود شدن نظام استوار است; به عبارت ديگر، اگر اين دو مدبر از هر نظر با هم يكسان باشند، قهراً دوتا نخواهند بود; از اين كه دو مدبر فرض كرديم، ناچار بايد از جهاتى با هم اختلاف داشته باشند. يك چنين اختلاف و ناهمسانى در تدبير واراده و خواست و فرمان ولو در يك مورد، اثر خواهد گذارد.
اين برهان را مى توان به دو صورت بيان كرد:
١. در بيان برهان به جنبه هاى مثبت توجه كنيم و بگوييم: پيوستگى و ارتباط اجزاى جهان با يكديگر و تأثير هر كدام در ديگرى گواه بر اين است كه حكيم واحدى بر جهان حكومت مى كند كه همه را طبق نقشه واحدى اداره مى كند.
در احاديث خاندان رسالت گاهى روى اين نقطه تكيه شده است. آن جا