منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٣٢
كارگردانى باشد نه به خلقت و آفرينش. و اگر دعوت موسى متمركز در خالقيت خدا بود، در اين صورت با فرعون اختلافى نداشت.
گذشته بر اين در آيه ماقبل چنين مى گويد:
٦.(ذَرُونِى أَقْتُلْ مُوسى وَلْيَدْعُ رَبّهُ إِنّى أَخافُ أَنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ...).[١]
«بگذاريد من موسى را بكشم، و خداى خود را بخواند، من از اين مى ترسم كه دين شما را دگرگون سازد».
توحيد در خالقيت، مسئله اى نبود كه مورد اختلاف باشد تا دعوت موسى در ميان آنان مايه دگرگونى دين گردد.
از اين بيان روشن مى گردد كه مقصود فرعون از گفتار خود (أَنَا رَبّكُمُ الأَعلى) [٢] چيست.
٧. (...فَقالُوا رَبُّنا رَبّ السَّماوات وَالأَرْض لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلهاً...).[٣]
«پروردگار ما، پروردگار آسمان ها و زمين است. جز او كسى را به عنوان خدايى نمى خوانيم».
جوانانى كه از محيط خفقان دستگاه جبار آن روز، دار و ديار خود را ترك گفتند و به غارى پناه بردند، گروهى بودند كه در ميان مردمى مى زيستند كه به الوهيت غير خدا معتقد بودند. الوهيت غير خدا در ميان آنان به صورت تعدد خالق نبود بالأخص كه اين جريان، پس از ميلاد مسيح(عليه السلام) رخ داده و افكار جهان، ترقى قابل ملاحظه اى در مسائل توحيدى كرده بود و طبعاً شرك آنان به
[١] همان، آيه ٢٦.
[٢] نازعات (٧٩) آيه ٢٤.
[٣] كهف(١٨) آيه ١٤.