منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٥
الامر: اصلحه.[١]
در المنجد مى نويسد: رب به معناى مالك، بزرگ و مصلح به كار مى رود. درباره معناى ربّ، ديگر فرهنگ ها نيز قريب به اين مضامين گفته اند.
آيا لفظ رب معانى متعددى دارد؟
كار فرهنگ نويسان ضبط مواردى است كه لفظ در آن ها به كار مى رود، امّا تحقيق اين مطلب كه آيا اين لفظ از روز نخست براى اين چند مورد وضع شده و يا اين كه اين لفظ از روز نخست، يك معنا بيش نداشته است ولى به مرور زمان و به مناسبتهايى در مواردى كه مصاديق و شاخه هاى آن، معناى واقعى شمرده مى شوند استعمال شده است، هرگز بر عهده فرهنگ نويسان نبوده است.
در زبان عرب اين قضيه به خوبى به چشم مى خورد كه چه بسا فرهنگ نويسان براى يك لفظ، معانى متعددى يادآور مى شوند و انسان در لحظه نخست تصور مى كند كه اين لفظ واقعاً ده معناى متغاير و متمايز دارد وواضع الفاظ اين لفظ را ده بار براى ده معنا وضع كرده است، ولى پس از تحقيق، روشن مى گردد كه لفظ ياد شده يك معنا بيش ندارد و معانى ديگر از مشتقات همان معناى اصيل و شاخه هاى آن و در حقيقت، صورت گسترده همان معناى اصيل اند.
اتّفاقاً لفظ «رب» دچار چنين سرنوشت شده است تا آن جا كه نويسنده اى مانند «مودودى» تصور كرده است كه لفظ «رب» پنج معنا دارد و براى هر يك شواهدى از قرآن يادآور شده است.[٢]
[١] قاموس اللغة(ط مصر)، ص ٧٠.
[٢] المصطلحات الأربعة، ص ٤١.