منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢١
از اين جهت ابراهيم در تمام مراحل لفظ رب را به كار مى برد و مى گويد:(هذا ربِّى). ربّ در لغت عرب همان متصرف وكارگردانى است كه تدبير و اداره چيزى را بر عهده دارد. اين سرگذشت با تمام خصوصياتش گواه بر وجود شرك ربوبى در عصر ابراهيم است.
شرك در ربوبيت، بى شباهت به اين نيست كه كسى مى خواهد داراى خانه اى بشود، مقدار زيادى مصالح ساختمانى در اختيار بنّا و كارگر مى گذارد و از آنان درخواست مى كند كه براى او خانه اى بسازند، در اين صورت مصالح از صاحب كار است، ولى سر و سامان بخشيدن و به كار انداختن آن ها مربوط به معمار وبنّا و كارگر است كه هركدام به گونه اى طرح خانه را پياده مى كنند.
به عقيده اين گروه هر يك از موجودات جهان از ماه واختر، از حيوان و انسان، از درخت و سنگ، ... بسان مصالح ساختمان جهان خلقت است و خداوند با آفريدن آن ها مواد جهان را در اختيار «ارباب» و «آلهه» مى گذارد، سپس آن ها با كمال استقلال و آزادى به تدبير جهان و كارگردانى آن ها مى پردازند.
اين گروه معتقد بودند كه مقام خلقت، غير از مقام تدبير و كارگردانى است. چيزى كه مربوط به خدا است همان خلقت و آفرينش است، ولى چون تدبير، جدا از خلقت است، از اين جهت تدبير مربوط به موجودات ديگر است كه اختيار دار اين جهان اند، و تدبير و كارگردانى جهان آفرينش به آن ها تفويض و واگذار شده است و خدا در تدبير بخشى از جهان خلقت و يا در همه آن كاره اى نيست.
٢. بت پرستى درمكه و اطراف آن، به صورت شرك در ربوبيت وارد شد. سرگذشت عمرو بن لحى، گواه روشن است كه مردم شام بت ها را مدبر و كارگردان قسمتى از امور جهان مى دانستند.