منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٠٤
اشكال در دو مورد ياد شده در زير است:
١. كارهاى زشت بندگان چگونه مى تواند مخلوق خدا باشد؟ اصولاً همين فكر سبب شده است كه گروهى از متكلمان، افعال بشر را مطلقاً، چه خوب و چه بد، مخلوق خود بشر دانسته و هر نوع ارتباط و پيوند آن را با مقام ربوبى مقطوع بدانند و انگيزه آنان اين است كه اگر كارهاى بشر مخلوق خدا باشد، چگونه مى توان ظلم ها و ستم ها را مخلوق خدا دانست؟
٢.در جهان آفرينش امورى به نام شرور و آفات و بلاها به چشم مى خورد، چگونه مى توان خداى حكيم و دادگر را خالق شرور و آفات دانست؟ و همين كار سبب شده است كه گروهى به نام مجوس براى جهان دو خالق بينديشند.
١. خداى خالق كارهاى خيرو نيك به نام «يزدان»;
٢. خداى خالق آفات و بلاها و شرور به نام «اهريمن».
اكنون كه قرآن يك خالق بيشتر معرفى نمى كند، پاسخ او در برابر اين دو گروه چيست؟ چگونه انتساب كارهاى ناشايست را به خدا توجيه مى كند؟ و چگونه شرور و آفات را مخلوق خدا مى داند؟
پاسخ
كارهاى زشت و ناشايست دو جنبه دارد و به عبارت ديگر، آن ها را مى توان از دو راه مورد مطالعه قرار داد:
١. جنبه هاى وجودى و ثبوتى;
٢. جنبه هاى عدمى و سلبى.
هر كار ناشايستى را كه شما در نظر بگيريد، از نظر وجودو هستى، قبيح