منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٣
پاسخ
اين اشكال در صورتى متوجه مى گردد كه ما يكى از دو اصل را بپذيريم.
١. عليت و تأثير رده هاى پايين را انكار كنيم و خداوند را جانشين تمام علل مجرد و طبيعى بدانيم و بگوييم هيچ موجودى مبدأ هيچ نوع اثرى نيست، نه اصالتاً و نه از روى مشيت و خواست خدا; خلاصه نظريه اشعرى را در باره جهان بپذيريم.
٢. عليت موجودات ديگر را درباره آثار و افعال خود بپذيريم، ولى در انسان به يك نوع عليت و آن عليت اضطرارى بيش قائل نشويم.
با پذيرش يكى از اين دو اصل، اشكال ياد شده وارد است، ولى اگر هر دو اصل را انكار كنيم. پاسخ اشكال روشن خواهد شد.
درباره اصل نخست، در گذشته بحث كرديم و روشن شد كه دلايل فلسفى و بالأخص قرآنى، رابطه عليت و معلوليت را ميان موجودات و فعل و اثر آن ها پذيرفته و خدا را«علة العلل» معرفى مى كند، نه جانشين تمام علل، و بى كاره بودن ديگر علل.
اكنون وقت آن رسيده است كه پيرامون اصل دوم و آن تقسيم علت به اضطرارى و اختيارى گفتو گو نماييم.
در نظام آفرينش دو نوع علت داريم:
١. علتى كه داراى شعور و درك واختيار واراده است; به عبارت ديگر فاعل مختار، علتى است كه بر سر دو راهى ها با كمال آزادى واختيار يكى را بر ديگرى ترجيح مى دهد.
نوع ديگر از علل درست نقطه مقابل آن است; يا اصلاً فاقد علم و شعور عادى به خودو افعال خويش است و يا ادراك و احساس دارد، ولى داراى