منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٤
نخواهد، همه اين علل بى اثر مى گردند.
٥. (اللّهُ الَّذى يُرسِلُ الرِّياحَ فَتُثِيرُ سَحاباً فَيَبْسُطُهُ فى السَّماءِكَيْفَ يشاءُ وَيَجْعَلُهُ كِسَفاً فَتَرى الوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ...).[١]
«خدايى كه بادها را مى فرستد، و باد ابرها را بر مى انگيزد، سپس ابرها را به هر كيفيتى كه مى خواهد در آسمان مى گستراند، و بعد به صورت قطعات تيره در مى آورد، پس از آن دانه هاى باران را مى بينى كه از خلال ابرها خارج مى گردد».
چه جمله اى روشن تر از اين كه مى گويد: (فَتُثيرُ سَحاباً) ; «باد، ابرها را به حركت و جنبش در مى آورد».
دقت در جمله هاى اين آيه ما را به نظريه قرآن در تأثير علل طبيعى به اذن الهى راهنمايى مى كند. علل ياد شده در اين آيه عبارت است از:
١. تأثير باد در نزول باران;
٢. تأثير باد در حركت دادن ابرها;
٣. ابرها در آسمان پهن مى گردند;
٤. ابرها بعداً به صورت قطعات تيره در مى آيند;
٥. پس از اين مقدمات، باران فرود مى آيد.
اگر قرآن در اين آيه ها در فرود آمدن باران و تگرگ، نامى از خدا مى برد، (خدا ابرها را پهن مى كند و آن ها را به صورت ابرهاى تيره در مى آورد) به خاطر همان «توحيد تدبيرى» است كه در آينده درباره آن از نظر قرآن بحث خواهيم كرد.
[١] روم (٣٠) آيه ٤٨.