منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٧٧
دارند، بسيار روشن است. ما پيش از آن كه درباره آيات مربوط به «توحيد در خالقيت»،كه بخشى از توحيد در فعل است، بحث كنيم، به گونه اى فشرده از آن انتقاد مى كنيم:
١. آيا امكان دارد موجودى در ذات و هستى خود غير مستقل و وابسته به خدا باشد، امّا در تأثير و سببيت براى خود استقلال داشته باشد؟ در صورتى كه وابستگى در ذات، مايه وابستگى در فعل و سببيت است.
در صورتى كه اگر فاعل، در فعل و تأثير خود كاملاً مستقل باشد، بايد در ذات و اصل هستى نيز مستقل گردد. و اعتقاد به استقلال اشيا در اصل ذات و هستى، مايه اعتقاد به وجوب وجود آن هاست و چنين اعتقادى با اصل توحيد ذاتى منافات دارد.
همان طور كه يادآور شديم آنان به خاطر پيراسته ساختن خدا از افعال ناشايست بندگان به چنين عقيده اى پناه برده اند و بر اثر يك نوع پيش داورى به ورطه شرك خفى افتاده اند.
٢. شايسته است اين گروه در مفاد اين آيه دقت كنند:
(اَلْحَمْدُ للّهِ الّذى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِى المُلْكِ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىٌّ مِنَ الذُّلِّ وَكَبِّرْهُ تَكْبيراً).[١]
«سپاس خدا را كه فرزندى براى خود برنگزيد، و در جهان دارى براى او شريكى و براى او كمكى به خاطر ناتوانى در تدبير جهان نيست، او را بزرگ و برتر بدان».
جمله (وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فِى الْمُلْكِ) ;«براى او در تدبير و جهان دارى كمكى نيست». روشن ترين گواه بر اين است كه هيچ فاعل و سببى در جهان
[١] اسراء (١٧) آيه ١١١.