منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٤
موضوع كمك مى گيريم.احاديث در اين مورد بيش از آن است كه در اين جا مطرح گردد، فقط نمونه هايى را منعكس مى كنيم.
امير مؤمنان مى فرمايد: براى پروردگار ما، دو نوع وحدت است:
١. «هو واحد ليس له في الأشياء شبه; خدا يكى است يعنى براى او نظيرى نيست».
٢. «انّه احدى المعنى يعنى به انّه لا ينقسم في وجود و لا عقل ولا وهم[١]; خداوند احد است; يعنى وجود او نه در خارج و نه در عقل و نه در پندار قسمت بر نمى دارد». جمله اخير، بساطت خدا را به روشنى ثابت مى كند و هر نوع تركيب خارجى و تركيب عقلى و وهمى(مانند داشتن حد و ماهيت) را نفى مى كند.
امام صادق (عليه السلام) در حديثى خداوند را چنين توصيف مى كند:
«وصانع الأشياء غير موصوف بحد مسمى;[٢] پديد آرنده اشيا، هرگز حد و اندازه معينى ندارد».
اين حديث ممكن است ناظر به نفى حد و ماهيت باشد، هم چنان كه ممكن است مقصود از آن، نفى نهايت پذيرى خداوند باشد.
امام هشتم (عليه السلام) مى فرمايد:
«بتجهيره الجواهر عرف ان لا جوهر له;[٣] آفريدگار جواهر، خود فاقد هر نوع جواهر وحدّى به نام جوهر است».
از اين احاديث دو مسئله نتيجه گيرى مى شود:
[١] توحيد صدوق، ص ٨٣ـ٨٤.
[٢] همان، ص ١٩٢.
[٣] همان، ص ٣٧.