منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٢
مرحوم شيخ حبيب اللّه ساوجى كاشانى در تفسير سوره اخلاص قريب به مضمون فوق را دارد.[١]
استاد عالى قدر حضرت علامه طباطبايى ـ دام ظله ـ در اين مورد چنين مى فرمايد:
«موجودى با صفت احد توصيف مى گردد كه هيچ نوع كثرت نه در خارج و نه در ذهن نپذيرد، تحت عدد و شماره اى واقع نگردد، ولى هرگز در لفظ واحد اين خصوصيات وجود ندارد. واحد به چيزى گفته مى شود كه براى او دومى و سومى باشد».[٢]
اين حقيقت از بررسى استعمال لفظ هاى «احد» و «واحد» در سياق نفى به روشنى استفاده مى شود. اگرگوينده اى بگويد: «ما جائني من القوم أحد» مفهوم اين جمله اين است كه هيچ كسى نيامد; نه يك نفر و نه دو نفر و نه سه نفر. و به اصطلاح نفى جنس را مى رساند، ولى اگر بگويد: «ما جائني واحد منهم» از اين جمله به دست مى آيد كه يك نفر نيامد، ولى هرگز آمدن دو نفر يا سه نفر را نفى نمى كند.
از آن جا كه لفظ احد داراى يك چنين خصوصيت است، از اين جهت، صفتِ منحصر خدا شمرده شده است و هيچ كس را جز خدا نمى توان با آن توصيف كرد. به خاطر همين نكته است كه امام مى فرمايد: «مصداق وحدت جز خدا بسيار كم است».[٣]
[١] تفسير سوره اخلاص، ص ٢٩.
[٢] از آن جا كه معناى واحد يك دانه اى است كه دوم و سوم نيز داشته باشد، در گذشته يادآور شديم كه مقصود از توحيد، توحيد عددى نيست بلكه وحدت در آن جا به اين معنا است كه وى يگانه است و نمى تواند نظير و مانندى داشته باشد، او يكى است يعنى دومى ندارد.
[٣] الميزان، ج٢٠، ص ٥٤٣ـ ٥٤٤، متن كلام امام چنين است: كل مسمى بالوحدة غيره قليل.