منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٠
١. او غنى مطلق است...
بايد ببينيم كه قرآن خدا را چگونه توصيف مى كند; قرآن خدا را در هفده مورد به غنا و بى نيازى توصيف مى كند و مى گويد:١. (وَاللّهُ غَنِىٌّ حَلِيم) ٢. (إِنَّ اللّهَ غَنِىٌّ حَميد) ٣. (غَنِىٌّ عَنِ العالَمين)٤. (وَرَبُّكَ الغَنِىّ) ٥. (سُبحانَهُ هُوَ الْغَنِىّ)٦. (فَإِنَّ رَبِّى غَنِىٌّ كَرِيم) و....[١]
و در آيه اى همه مردم را فقير و خدا را تنها غنى و بى نياز خوانده است. آن جا كه مى گويد:
(يا أَيُّهَا النّاسُ أَنْتُمُُ الْفُقَراءُ إِلَى اللّهِ وَاللّهُ هُوَ الغَنِىُّ الحَميد).[٢]
«اى مردم! همه شما نيازمند به خدا هستيد، او است بى نياز و ستوده».
آيا يكى از لوازم غناى خدا، جز اين است كه بگوييم كه در وجود و هستى خود، در علم و قدرت خود، به غير ذات خويش نياز ندارد. و نياز در اين مراحل، شديدترين نياز مى باشد. و در گذشته روشن ساختيم كه تركيب ذات از اجزاى خارجى و عقلى، ملازم با نياز ذات به اجزا است، هم چنان كه عدم عينيت صفات خدا با ذات او، نشانه نياز او به علم و قدرت خارج از ذات خويش مى باشد. و به حكم اين كه او تنها غنى و بى نياز مطلق در صفحه هستى است، بايد از چنين انديشه ها پيراسته باشد.
او «احد» است
لغت شناسان اسلامى مى گويند:
[١] ر.ك: سوره هاى بقره، آيه هاى ٢٦٣، ٢٦٧; آل عمران، آيه ٩٧; انعام، آيه ١٣٣; يونس، آيه ٦٨; نمل، آيه ٤٠.
[٢] فاطر (٣٥) آيه ١٥.