منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٨
اشاعره كه از سه گانگى مسيحيان فرار مى كند، ناخود آگاه به هشت گانگى (قدماى ثمانيه)دچار شده اند، در حالى كه توحيد ذات ما به يك قديم راهنمايى كرد.
دليل وحدت صفات با خدا
١. هرگاه بگوييم ذات خدا عين علم و قدرت اوست، در اين صورت خدا در آگاهى خويش و ايجاد چيزى به غير خود نياز نخواهد داشت، ولى هرگاه صفات او زايد بر ذات باشد او در آگاهى و توانايى به غير خود محتاج خواهد بود و احتياج و نياز، شايسته مقام خدا نيست. درست است كه اشاعره مى گويند صفات خدا پيوسته ازلى و ملازم با خدا بوده است، ولى ملازم بودن غير از عين ذات او بودن است. نتيجه اين مى شود كه خدا در تحصيل آگاهى از ذات خود و خارج از آن، از علم جدا از ذات، كمك بگيرد و در ايجاد چيزى در خارج، از قدرتى خارج از ذات استمداد كند.
دلايل وحدت صفات با ذات منحصر به همين دليل نيست، ما فقط به همين مقدار اكتفا مى كنيم.
چگونگى سازگارى تعدد صفات با بساطت ذات
دلايل پيشين ما را به بساطت و پيراستگى آن از هر نوع تركيب خارجى و عقلى راهنمايى كرد. اكنون اين سؤال پيش مى آيد كه تعدد صفات خدا چگونه با بساطت ذات سازگار است، زيرا نتيجه تعدد صفات، تركيب ذات از صفات متعدد است.
پاسخ: هرگاه هر يك از اين صفات، بخشى از ذات خدا را تشكيل مى دادند، در اين صورت جا داشت تركيب به ذات خدا راه يابد، ولى اگر هر يك از اين صفات، سراسر وجود او را تشكيل دهد، در اين صورت براى