منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٢
عناصرى كه با هم تركيب پيدا مى كنند، بلكه مقصود اين است كه ذهن نقاد در لابراتور خاص خويش، شىء واحد خارجى را به دو چيز كه يكى معرف درجه وجود و ديگرى حاكى از هستى آن است، تجزيه و تحليل مى كند.
يك چنين تركيب به ذات خداوند راه ندارد، زيرا اگر ذات خداوند از دو چيز يكى به نام ذات و ماهيت و دومى به نام وجود و هستى تركيب يافته باشد، در اين صورت عقل با كاوش گرى خاص خود سؤال مى كند: خداوند كه در مقام ذات خود فاقد وجود و هستى بود، چگونه عدم را از ذات خود طرد كرد و جامه هستى پوشيد؟
در اين موقع براى حفظ قانون عليت و معلوليت، ناچاريم علتى را فرض كنيم كه به ذات وى هستى بخشيده است و موجود نيازمند به علت خارج از خود مخلوقى بسان مخلوق هاى ديگر خواهد بود.
از اين جهت دانشمندان مى گويند: ذات خداوند از ماهيت پيراسته است و او عين هستى مطلق است.
٣. صفات خداوند[١] عين ذات او است
شكى نيست كه خداوند صفاتى مانند «عالم»، «قادر» و «حى» دارد، اكنون بايد ديد آيا اين صفات از ازل با خداوند بوده يا اين كه بعداً به وجود آمده اند؟ و بر فرض ازلى بودن، آيا صفات او زايد بر ذات او است و به اصطلاح ميان ذات و صفات مرزى وجود دارد يا اين كه صفات او عين ذات او مى باشد؟
در باره ازلى و يا حادث بودن صفات تنها يك گروه از متكلمان اسلامى به
[١] بايد توجه نمود كه محل بحث در اين بخش، صفات ذات خداست، مانند علم نه صفات فعل او مانند رازقيت.