منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥١
١. ذات خداوند از تركيب خارجى پيراسته است
مقصود از تركيب خارجى اين است كه ذات خداوند بسان پديده هاى ديگر، داراى اجزاى خارجى باشد; مانند فلزات و يا محلول هاى شيميايى كه از به هم پيوستن يك رشته عناصر مختلف پديد آمده است.
يك چنين تركيب به ذات خداوند راه ندارد، زيرا هرگاه فرض شود كه ذات خدا از يك رشته اجزايى تركيب يافته است در اين صورت در هستى خويش كه كلّ است، به آن ها نيازمند خواهد بود و موجود نيازمند، معلول ديگرى است و صلاحيت الوهيت را نخواهد داشت.
گذشته بر اين، اجزاى نام برده، كه تشكيل دهنده ذات خدا است، يا ضرورت و هستى و وجوب وجود دارند يا ندارند، در صورت نخست در پرت گاه اعتقاد به تعدد(واجب الوجود) قرار خواهيم گرفت و در صورت دوم اجزاء، ممكن الوجود بوده و طبعاً معلول موجود ديگرى خواهند بود كه او شايستگى خدايى را دارد. و در نتيجه، موجود مركب از اين اجزاء، كه خدا فرض كرده بوديم، نيز معلول اين موجود برتر خواهد بود.
٢. ذات او از اجزاى عقلى پيراسته است
براى روشن شدن اين نوع از بساطت ناچاريم امورى را يادآور شويم.
الف. هر چيزى كه معرف و بيان گر حدّ وجودى موجود است، همان ذات و ماهيت شىء است و ماهيت هر موجودى نقشى جز اين ندارد كه وجود اشيا را اندازه گيرى كرده و مقام و موقعيت آن را بيان مى كند.
ب. اگر مى گوييم كه انسان از دو جزء به نام ماهيت و وجود تركيب يافته است، مقصود دو جزء خارجى نيست كه با هم تركيب يافته باشند; مانند