منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٤٨
ذات خداوند از هرگونه تركيب پيراسته است
در گذشته يادآور شديم كه توحيد ذاتى دو معنا دارد:
١. توحيد ذاتى; يعنى براى خدا نظير و مانندى وجود ندارد. در بخش گذشته، دلايل عقلى و قرآنى آن را خوانديم.
٢. توحيد ذاتى; يعنى ذات او بسيط است و از هر نوع تركيب خارجى و عقلى پيراسته مى باشد.
اكنون وقت آن رسيده است كه توحيد ذاتى به معناى دوم را بررسى كنيم.
از آن جا كه مسئله توحيد صفات و اين كه صفات خدا عين ذات او است و ميان ذات و صفات مرزى نيست، با مسئله «بساطت» و «نفى تركيب»، براهين مشتركى دارند، از اين جهت هر دو مسئله را در يك بخش قرار داده و توحيد ذاتى را در توحيد صفاتى ادغام مى كنيم، در حالى كه مسئله بساطت ذات شاخه اى از توحيد ذاتى است و مسئله اتحاد ذات و صفات، مربوط به توحيد صفاتى است. اكنون بحث «بساطت ذات» را شروع مى كنيم.
توحيد ذاتى و بساطت ذات
توحيد ذاتى به دو گونه تفسير مى شود:
١. خداوند واحد و يگانه است و براى او نظير و همتايى متصور نيست.
٢. ذات او بسيط است و از هر نوع تركيب و كثرت خارجى و عقلى